شیعه و سنی و بطن شب های قدر
شب نوزدهم بود که دوستانم هم آمدند و به غیر از برخی صحیت های مجلس از مابقی آن راضی بوده و از دعای جوشن کبیر لذت بردند برای اولین بار.
در آئین سنی ها- دهه آخر ماه رمضان جزء شب های قدر محسوب می شود و آنها به مسجد رفته و قرآن می خوانند البته شب ۲۷ ماه رمضان به زعم آنها اهمیت بیشتری دارد.
در جمع خوابگاهیون معمولا همه شبیه هم می شوند حال اگر این خیل جمعیت به یک راه مایل باشند همه به همان مسیر- منظورم از همه هم پاتوقی ها است- روی می آوردند.
شب های قدر نیز چون بیشتر ساختمان خالی از جمعیت می شوند کسانی که خیلی مایل به همراهی نیستند برای جانماندن از قافله یا تنها نبودن به مسجد همراه دیگران می آیند.
شب نوزدهم نیز دوستان سنی ام هم برای برآورده شدن حاجات و هم آمرزیده شدن به جمع ما پیوستند و البته ماهمه از یک ریشه ایم و چپ و راست و بالا و پایین معنا ندارد.
فقط یک نکته باعث قلقلک و تامل من می شود: اینکه شب شهادت امیرالمومنین(ع) دوستان سنی ام به مسجد نیامده -البته نه فقط آنها بلکه دوستانشان که شیعه هم بودند نیامدند از این جهت می گویم که شاید تفکرات من بی پایه و یک طرفه باشد- و در خوابگاه ماندند و کار های شخصی را عامل عدم حضور خود در این مراسم عنوان کردند.
اینکه ما شیعه ها هم چنانکه باید و شاید شیعه واقعی نیستیم و یک در صد از راه اهل بیت را دنبال نمی کنیم را هم خوب می دانم. ولی شنیدم دیشب که در حادثه غدیر خم پیامبر(ص) سعی داشتند از رسیدن صدایشان از چهار جهت مطمئن شوند و از هر ۴جهت پرسیدند آیا صدایم به شما می رسد؟ همه گفتند بلی.
ولی بعد از آن حادثه نشنیده ها بیشتر از شنیده ها بود و ....
بعضی وقت ها ما خود را به نشنیدن می زنیم و یا سعی می کنیم نشنویم!
این جای تاسف است که کشور اسلامی کمتر می تواند جمعیت اقلیت خودش را مسلمان کند و همچنین سنی مسلک ها شیعه بودن را با جان و دل بپذیرند!!!
درست است خود را به نشنیدن مشغول کردن یکی از این عوامل است ولی امروزه هرچه آدمی نشنود راحت تر است چون شنیدن گاهی عامل گناهان دیگر شاید بشود!
به جهت اینکه مسائل با هم مخلوط می شود و مبلغ دین نیمی از بیشتر نطق خود را به مسائل سیاسی که بیشتر یک طرفه و متعصبانه است اختصاص می دهد!
***
شب های قدر عظمت خیلی بیشتر از این دارد که جایش سخنرانی در رابطه با مسائل سیاسی باشد مسائل سیاسی جایش در نماز جمعه و در برخی موارد در نمازهای جماعت یومیه است. شب های قدر شب پرداختن به خود- خدا و بنده است شب زلال شدن و ملکوت را فهمیدن است. شب درک حکمت و معرفت ازلی است. شب نوشیدن هریک از اسماء جل جلاله دعای جوشن کبیر است. شب بی خود شدن و مستی است نه شبی که وقتی بازمی گردی کلی درگیر حرف های سخنران باشی که یک طرفه و در برخی موارد بی جهت در حال جریان بوده است.
خدا آخر و عاقبت مان را در این دنیای مشکوک و مشوش به خیر کند. تا بتوانیم صرحه از ناصره را تشخیص دهیم و به خدای اصلی روی آوریم.